تولدت مبارک بدو شمع ها رو فوت کن که صد سال زنده باشی
شکفته شدن گل مهر وجودت در پر مهر ترین ماه سال ،
که مهرش را به شکوفا شدنت مدیون است مبارک باد . . .
ای که عزیزترینی تولد مبارک
آرزو دارم که به آرزوهای قشنگت برسی و همیشه و در همه مراحل زندگی موفق و سربلند باشی
كاشكي مي شد كه جونمو هديه بدم براي تو
درسته ما نميتونيم اين روز و پيش هم باشيم
بيا بهش تو رويامون رنگ حقيقت بپاشيم
ميخوام برات تو روياهام جشن تولد بگيرم
از لحظه لحظه هاي جشن تو خيالم عكس بگيرم
من باشم و تو باشي و فرشته هاي آسمون
چراغوني جشنمون، ستاره هاي كهكشون
به جاي شمع ميخوام برات غمهات و آتيش بزنم
هر چي غم و غصه داري يك شبه آتيش بزنم
تو غمهات و فوت بكني منم ستاره بيارم
اشک چشاتو پاک کنم نور ستاره بكارم
كهكشونو ستاره هاش درياو موج و ماهياش
بيابونا و بركه هاش بارون و قطره قطره هاش
با هفت تا آسمون پر از گلاي ياس وميخک
با ل فرشته ها و عشق و اشتياق و پولک
عاشقتو يه قلب بي قرار و کوچک
فقط مي خوان بهت بگن
اینم کادوی من
+
نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم مهر 1388ساعت 23:6 توسط S.M
|

![]()
![]()
![]()
از پشت شيشه هاي بزرگ دلتنگي گريه ميكنم و آرزو ميكنم كه كاش براي يك لحظه ، فقط يك لحظه
آغوش گرمت را احساس كنم
ميخواهم سر روي شانه هاي مهربانت بگذارم تا ديگر از گريه كم نشوم .
تو مرا به ديار محبتها بردي و صادقانه دوستم داشتي پس بيا و باز در اين راه تلاش كن اگر طاقت اشكهايم
را نداري
در راه عشقي پاك تر و صادقانه تر
زيرا كه من و تو ما شده ايم
پس نگذار زمانه بيرحم دلهايي را كه از هم جدا نشدني است را به درد آورد
دلم را به تو دادم و كليدش را به سوي آسمان خوشبختي ها روانه كردم
چه شبها كه تا سحر به يادت با گونه هاي خيس از دلتنگي ها سپری کردم
![]()
![]()
![]()
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 16:43 توسط S.M
|

![]()
![]()
![]()
پشت اين پنجره ها وقتي بارون ميباره
وقتي آهسته غروب تو خونه پا ميذاره
وقتي هر لحظه نسيم توي باغچه ها مياره
توي خاک گلدونا بذر حسرت ميکاره
وقتي بارون مي باره رو غبار ِ جاده ها
وقتي هر خاطره اي تورو يادم مياره
وقتي توي آينه خودمو گم ميکنم
ميدونم که لحظه هام رنگ آبي نداره
تازه احساس ميکنم که چشام بارونيه
پشت اين پنجره ها داره بارون ميباره ...
![]()
![]()
![]()
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت 16:37 توسط S.M
|

کاش میدانست یکی در این دنیا، او را به اندازه ی یک دنیا دوست میدارد! کاش میدانست که شب و روز به او می اندیشم و آرزو میکنم تصویر چهره ی ماهش را در آینه ی چشمانم ببینم! کاش میدانست که از دلتنگی او لحظه هایم را با اشکهایم همنشین هستم! نمیداند که یکی او را دیوانه وار دوست میدارد ، نمیداند که یکی اینجا خسته و تنها به انتظارش همیشه نشسته است! کاش میدانست که لحظه هایی که به او می اندیشم ، یادش آرامش وجود من است ! او نمیداند که همه ی زندگی ام است ، نمی داند که زندگی ام بدون او تیره تاراست! کاش در میان همه ، یک لحظه نیز به من نگاه میکرد، تا با نگاهش نفس بگیرم ، کاش لحظه ای به حرف دلم گوش میکرد تا با حرفم قلب پاکش را از او بگیرم! کاش میدانست که نگاهم همیشه به ثانیه هاست ، تا حتی لحظه ای از دور هم او را ببینم ، تا دوباره جان بگیرم ، میخواهم تا ابد تنها با نگاه به او زندگی کنم و آخر سر نیز بمیرم! کاش میدانست که با یک لحظه نگاه به چشمانم ، زندگی را به من میدهد! نگاهم کن که سوی چشمانم به نور چشمان تو بسته است و نور چشمانت ، روشن بخش قلب تاریک من است! 
+
نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت 0:23 توسط S.M
|

اشک عاشق دیدنی نیست دل من محکوم به شکستنه اشک عاشق دیدنی نیست
همه حرفا گفتنی نیست
رفتی اما عشقت هرگز
دیگه از یاد رفتنی نیست
گاهی وقتاست که سکوت ،
مثل یه عشق یه حس دوست داشتنیه
گاهی وقتاست که نگاه،
بیشتر از هزار تا حرف گفتنیه
کار تو اشک منو شمرد نه
دلو پس گرفتن و سپرد نه
کار من همیشه از تو گفتنه
" گفتی بگو عاشق و بیمار کیستی؟
من عاشق تو ام،تو بگو یار کیستی؟ "
دل من محکوم به شکستنه
همه حرفا گفتنی نیست
رفتی اما عشقت هرگز
دیگه از یاد رفتنی نیست
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت 18:28 توسط S.M
|

لحظههارو با تو بودن در نگاه تو شكفتن حس عشقو در تو ديدن مثل روياي تو خوابه با تو رفتن با تو موندن مثل قصه تورو خوندن تا هميشه تورو خواستن مثل تشنگي آبه اگه چشمات منو ميخواست تو نگاه تو ميمردم اگه دستات مال من بود جون به دستات ميسپردم اگه اسم مو ميخوندي ديگه از ياد نميبردم اگه با من تو ميموندي همه دنيارو ميبردم بي تو اما سرسپردن بي تو و عشق تو بودن تو غبار جاده موندن بي تو خوب من محاله بي تو حتي زنده بودن بي هدف نفس كشيدن تا ابد تورو نديدن واسه من رنج و عذابه اگه چشمات منو ميخواست تو نگاه تو ميمردم اگه دستات مال من بود جون به دستات ميسپردم اگه اسم مو ميخوندي ديگه از ياد نميبردم اگه با من تو ميموندي همه دنيارو ميبردم توي آسمون عشقم غير تو پرنده اي نيست روي خاموشي لبهام جز تو اسم ديگه اي نيست توي قلب من عزيزم هيچ كسي جايي نداره دل عاشقم به جز تو هيچكسي رو دوست نداره اگه چشمات منو ميخواست تو نگاه تو ميمردم اگه دستات مال من بود جون به دستات ميسپردم اگه اسم مو ميخوندي ديگه از ياد نميبردم اگه با من تو ميموندي همه دنيارو ميبردم
+
نوشته شده در چهارشنبه نهم بهمن 1387ساعت 8:55 توسط S.M
|
